درباره وبلاگ


سلام به وب خودتون خوش اومدید
تو اینجا سعی کردم جدیدترین رمان ها
و پرخواننده ترین رمان ها رو با فرمت
های مختلف به شکل کاملا متفاوت
و جدید برای دوست داران قرار بدم ...
امیدوارم حس خوبی بهتون بده

دانلود رمان | دانلود رمان عاشقانه
منبع بیشتر رمانها:
98ia.com

مدیر وبلاگ : مونا افشار
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانلود رمان | دانلود رمان زیبای عاشقانه
دانلود رمان | دانلود رمان عاشقانه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 21 اسفند 1393 :: نویسنده : مونا افشار

رمان زمستان بی بهار : از ابراهیم یونسی

رمان زمستان بی بهار از ابراهیم یونسی

نام رماننام رمان :رمان زمستان بی بهار

نویسنده به قلم :ابراهیم یونسی

حجم رمانحجم رمان : ۱۱.۱ مگابایت پی دی اف , ۲.۲۵ مگابایت نسخه ی اندروید , ۲.۱ مگابایت نسخه ی جاوا , ۱.۰۷ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

مادرم جیغ می کشد، مادر بزرگ دستپاچه است… بیست و هفت رمضان است. خاله رابعه هن و هن کنان رسیده است، ماتش برده است…. مادرم جیغ می زدند و من بی تابم و در جا وول می خورم. بیست و هفت رمضان است سال هزار و … بقیه اش را نمی دانم… آنها هم نمی دانند. مادر بزرگ فقط می گوید……


فرمت رمان :فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

download :دانلود رمان زمستان بی بهار از ابراهیم یونسی با فرمت pdf

download :دانلود رمان زمستان بی بهار از ابراهیم یونسی با فرمت apk

download :دانلود رمان زمستان بی بهار از ابراهیم یونسی با فرمت java

download :دانلود رمان زمستان بی بهار از ابراهیم یونسی با فرمت jad

download :دانلود رمان زمستان بی بهار از ابراهیم یونسی با فرمت java (پرنیان)

download :دانلود رمان زمستان بی بهار از ابراهیم یونسی با فرمت epub


صفحه ی اول رمان:

مادرم جیغ می کشد، مادر بزرگ دستپاچه است… بیست و هفت رمضان است. خاله رابعه هن و هن کنان رسیده است، ماتش برده است…. مادرم جیغ می زدند و من بی تابم و در جا وول می خورم. بیست و هفت رمضان است سال هزار و … بقیه اش را نمی دانم… آنها هم نمی دانند. مادر بزرگ فقط می گوید بیست و هفت رمضان و همیشه هم با تعجب که با این حال چرا این همه نااهل! بیست و هفت رمضان سال هزار و … روز تولد من است….
خاله رابعه رفته است ماما را صدا کند درد مادرم شدت کرده است من بیتابم بازیم گرفته است مادربزرگ بی قرار است ای این خاله رابعه چقدر طول داد! خاله رابعه همسایه ی ما است… همسایه ی همه است بی خود و بی جهت برای همه کار میکند برای همه فرمان می برد بی هیچ توقعی و سپاسگزار همه است و بی خود وب ی جهت خانه ی کسی چیزی نمی خورد همیشه همه چیز خورده است و همه چیز را همین الان خورده… خدا زیاد کند!

رمان زمستان بی بهار

منبع:http://www.forum.98ia.com/

آپلود شده در http://romansara.com





نوع مطلب :
برچسب ها : رمان زمستان بی بهار، دانلود رمان، دانلود رمان زیبا، رمان عاشقانه و زیبا، رمان سانسور نشده،
لینک های مرتبط :




 
   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic